وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

اوربیتالهای گمگشته باز آمد به انبار....

چندی پیش با خبر شدیم چند اوربیتال p از دانشکده دزدیده شده.

بلا فاصله پس از شنیدن این خبر بر آن شدیم تا موضوع را مورد بررسی قرار دهیم.

لذا با همت دوستان و در اقدامی شجاعانه موفق به دستگیری سارق در خوابگاه نواب شدیم که متوجه گشتیم اوربیتالها را زیر تخت خود جاسازی کرده بود.

به نظر شما این سارق شیمیست کیست؟!!!


گزینه های مورد نظر در ادامه مطلب هستند.


در صورت حدس صحیح به قید قرعه به سه نفر جوایزی ارزنده به شرح زیر اهدا میشود:

  1. کلید طلایی ورود به اوربیتال f 
  2. اهدای 1-مول هیدروژن پتاسیم پتالئات
  3. سفری به دور اتم تنگستن(W) در مدت 1-فمتو ثانیه
  1. آقای بخت
  2. آقای یکاولنگی
  3. آقای سلطانی
  4. آقای مشتاقی
  5. آقای قربانپور
  6. سایر
نظرات 32 + ارسال نظر
رامتین دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 15:52

به نظر من این یه کار تیمی از قبل برنامه ریزی شده است.
جایزه هارو هم خودشون میبرن.
علیرضا تیمتو رو کن!!!
با تشکر از برادران کمیته (آقای جولایی و هم اتاقی ها)

سروش جان(همون رامتین)چه کشکی چه اشی کدوم برنامه ریزی.
هدف فقط برگردوندن اوربیتال ها به دانشکده هست.

علی دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 15:57 http://tarbiyati.mihanblog.com

سلام.. جالب بود... به من هم سر بزن و مرا یاری کن...[گل] نظرت راجع به تبادل لینک چیه؟؟[لبخند]

سلام دوست عزیز این وبلاگ یک وبلاگ دانشکده ایه و مطالب اونم مختص دانشکدمونه شرمندم که باید پیشنهادتو رد کنم....
مدیریت وبلاگ هادی.م

سعید دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 15:57

یعنی چی؟
من اوربیتال p رو نبردم.اوربیتلا sدسته منه.علیرضا برده

سعید جان شما یکی از گزینه های رد شده تیم تحقیق بودی از تو انتظار نداشتم.

بهارجووووووووووون دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 16:01

جولاییییییییییییییییییییییی
رامتین راست میگه جایزه هارو میدین به دوستاتون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بهارررررررررررررررررررر خانمممممممممممممم خیلی ممنون نظر لطفتونه.

سعید دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 16:05

نه امیر هیچوقت قول الکی نمیده.شما برنده شین.اگه بتونین

احسان دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 16:19

تو گذینه ها نکته انحرافی است
جناب اقای یکاولنگی اصلا خوابگاهی نیست!!!
این فقط یک تهمته

تو که اوربیتالارو ندزدیده تو ebay به حراج گذاشته بودی.

امیر فرزین دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 17:15

آقا مهدی جایزه چون زیاد هست برای شما مشکل پیش نیاد

هادی.م دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 18:59

من یکی از این دزدا رو میشناسم که اسمش تو لیست نیس...
جایزه سوم رو بهم بدین تا بگم...

مازیار(مدیریت صنعتی) دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:17

درستش اینه که من اصلا نظر ندم چون من تو تیم تحقیق بودم. ولی چون دوست دارم همه شما از این جوایز ارزنده بهرمندشین یه راهنمایی می کنم.
شنیدم که از هم گروهی های داش امیر جولایی تو ازمایشگاه شیمی هست...
تازه توسط بچه های گروه تجسس توجیب اقای ع.ب تعدادی کاتیون کشف وضبط گردید.
(فقط به داش امیر نگید که من راهنمایی کردم)

مازیار(مدیریت صنعتی) دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:21

در جواب اون دسته از دوستانی که می گن جایزه نمی دن یا به دوستای خودشون میدن باید عرض کنم که من در جریان تهیه و اماده سازیه جوایز هستم و نظارت کامل بر این روند دارم که حق هیچ کسی ضایع نگردد.

علیرضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:45

وقتی که ....
اون وقت میفهمی نباید به مدیر وبلاگ تهمت بزنی!

مازیار(مدیریت صنعتی) دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:47

اقای علیرضا خان اینا تهمت نیست اسنادش موجوده بگم بگم.....

علیرضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:50

من اطمینان دارم که این کار بچه های شیمی نیست
آقا مازیار خان تو خودت متهم ردیف اولی!

علیرضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 20:54

تازه من به رحمان (مهندسی شیمی) هم شک دارم که دوست صمیمی جنابعالی هم هست

مازیار(مدیریت صنعتی) دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 21:11

اقای علیرضا خان زدن چنین تهمت هایی به تیم تحقیق عواقب بدی در پی داره.تازه هر حرفی هم که بزنی بر علیهت تو دادگاه استفاده میشه.

رامتین & محمد سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 09:41

ولی این وسط هیچکی به داش وحید شک نکرده. این ترم بلوکشو از بچه ها جدا کرده که کاراش مثل ترم قبل لو نره!!!
وحید اشتباه نکنم کار خودته صدات در نمیاد!!

امید سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 09:43

امیر جون من میدونم کی این اوربیتال های بیچاره رو دزیده. ولی اسمش تو مظنونین نیستش.
حتی خود سارق هم تو کلاس شیمی آلی اعتراف کرده.

عزیزم نظرت قابل احترام
ولی کار بهمن نیست

رضا سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 10:36

داش امیر شاخ رستم به سلامت بادا(یعنی خسته نباشید) در جواب رامتین و محمد اگه داش وحید بلوکشو عوض کرد میخواست راهشو از بعضی مدیر وبلاگا جدا کنه!!
گزینه ۱ درست است

خیلی ممنون از انتخابتون

وحید.ق سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 11:33

اولا داش رامتین اینها همش یه نقشه از پیش تعیین شده بود
چون من فهمیده بودم چه نقشه ای دارند از قصد بلوک خودشون رو از من جدا کردن
دوما چون اربیتالهای p دمبلی شکله حول سه محور میچرخند فکر کنم کار یه نفر نباشه
ولی میدونیم px دست علیرضاست!

علیرضا سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 11:35

من فکر میکردم کار بچه های غیر شیمی باشه ولی با این حرف ها فکر کنم یه خودی(وحید) به ما خیانت کرده!!!

مازیار(مدیریت صنعتی) سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 11:49

اقا بعد از تحقیقات بسیار تیم تحقیق ما در یافتیم که بعد از ربودن این اوربیتال ها توسط ع.ب او این اربیتال هارا همان گونه که خود فرد مورد نظر ذکر کرد به دلیل دمبلی شکل بودن به و.ت برای انجام اعمال ورزشی فروخت.(بدن اقای و.ت مدتیست رو فرم اومده)

مصطفی سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 13:51

وحید جان نقشه دست گالیوره !!!
تازه اوربیتال دزد نفت دزد میشه . نکن این کارو ,زشته.

احسان سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 14:34

دزد اوربیتال هر کس که بوده از بچه های دست کج خوابگاه بوده که دمپایی این جانب را نیز ربوده است.
مشخصات دمپایی: لنگه چپ پاره و آبی رنگ بود.لنگه راست مشکی بوده

برو عمو

ایمان سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 14:35

اره هاااااااا تازگیا که رفته بودم اتاق وحیدینا بد بوی اوربیتال p
میومد

وحید.ق سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 20:41

اولا که بعضیها اصلا نمیدونن من کدوم اتاقم
با این اوصاف نمیدونم چه طور بوی اوربیتال p به مشامشون رسیده

وحید.ق سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 20:47

با توجه به تهمتهایی که به بنده زده شد، لازمه که یه سری حقایق رو بشه (داش امیر خودت خواستی):
بنده فهمیدم که اصلا اوربیتال p در کار نبوده! فقط یه تک الکترون بوده که اینقدر بهش جو دادن انرژی گرفته برانگیخته شده رفته هوا!!!!!!!!!!!

برادر من این راه تبرئه کردن نیست

علیرضا سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 20:50

خطاب به امیرخان:
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ی ارزانیست...!
چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان و دروغ از همه ارزانتر...!
آبرو قیمت یک تکه ی نان...!
و چه تخفیف بزرگی خورده ست قیمت هر انسان!!!

داش علی داریم لو میریم
یه کاری کن

رامتین سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 20:54

خطاب به امیرخان:
وقتی من تایپیست مطلبت بودم، یادمه میگفتی اوربیتالها رو قایم کردی بقیه رو سر کار بزاری همه رو گردن آقای بخت بندازی!!!!
نمیخواستم رو کنم ولی مجبور شدم وقتی جمله شریعتی رو خوندم.
بدون که پول این اوربیتالها خوردن نداره!!!
شرمنده.

باشه سروش اینها یادم میمونه

امین(مهندسی شیمی) چهارشنبه 5 آبان 1389 ساعت 10:45

سلام بر همگی....کار خود آقای بخت هستش...من خودم این اوربیتال هارو دیدم....اگر صبر کنید کاری میکنم که خود آقای بخت اعتراف کنه....میگی نه؟؟؟؟نگاه کن!!!

رحمان چهارشنبه 5 آبان 1389 ساعت 10:48 http://www.chemistry-engineer88.blogfa.com

یا اللللللللللللللللللللللللللللللله

به حول و قوه الهی .... من اومدم

بعله ... درسته من توی تیم تحقیق یکی از عوامل اصلی بودم ولی باید چندتا نکته رو اعتراف کنم ... آقای امیرمهدی خان عزیز و آقا علیرضا خان ... کلاه بردارای خوبی هستن که یکی خودشو توی تیم تحقیق جا زده و یکی رفته در ردیف متهمین تا فقط ذهن ها رو به بازی بگیرن ...
وقتی اوربیتالها رو دزدیدن میدونستن که دیر یا زود قضیه لو میره پس خود امیرمهدی قضیه رو مطرح کرد تا از مورد اتهام قرارگرفتن فرار کنه و از اون طرف با یک نقشه دقیق همدستش یعنی علیرضا رو مورد اتهام قرار داد اما نه با دلایل و اسناد واقعی و جدی تا شک ها از روی علیرضا هم برداشته بشه ...

آقایون و خانم ها ... این دو نفر خیلی زرنگ تشریف دارن اما نه به زرنگی محمود و من ...
بعد از اینکه اوربیتالها رو دزدیدن چندتا اوربیتال s دادن دست سعید مشتاقی چون میدونستن اوربیتال دوست داره تا اینطوری شک ها رو ببرن سمت اون ... بعدش به اسم احسان یکاولنگی در ebay (حراج اینترنتی) اوربیتالها رو به حراج گذاشتن تا اینطوری ذهن ها رو متوجه احسان کنن ... و در آخرین اقدام قبل از اینکه وحید قربانپور و ایمان به اتاق وحید وارد شن الیاس (یکی از دوستای نزدیک امیرمهدی ) وارد اتاق وحید شده بود و یکی از اوربیتالها رو توی اتاق گردونده بود تا اتاق بوی اوربیتال بگیره و بعد رفته بود ( اینا رو ما از هیپنوتیزم گربه ای که الکترون برانگیخته وحید رو خورده بود فهمیدیم )
چون الیاس پیش محمود اعتراف کرده بود ( الیاس از دوستای نزدیک محمود هم هست) چرا اعتراف کرد؟ چون معمولا بعد از انجام کارای بد پشیمون میشه اومد و به محمود گفت
وقتی محمود فهمید به امیرمهدی گفت این کارا رو نکن آخر عاقبت نداره ولی امیر گوش نکرد و چون محمود میدونست محمود هم جزو مظنونین قرار گرفت ... اما آقای جولایی و آقای بخت ( که باباش هم آخونده ) نمی دونستن که مامور وظیفه شناسی به نام رحمان ( ممنون تشویق نکنین ) در گروه تجسس هست ...
در فرصتی مناسب اوربیتالها رو از زیر تخت علیرضا خان کشف کردیم و امیرمهدی هم الان در بازداشت به سر میبرن ( در زندان تهران ) ... علیرضا هنوز باید پاره ای از مسایل رو توضیح بده برای همین هنوز در سیاهچال نواب زندانیه ...
این بود شرح ما وقع ... ختم جلسه

خائن
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخائن
من که بهت گفته بودم پس از فروش اوربیتالها پولهارو تقسیم میکنیم
این رسمش نبود که
منو این جوری بین بچه ها خراب کنی

امین(مهندسی شیمی) چهارشنبه 5 آبان 1389 ساعت 10:56

خوب آقای رحمان....جناب عالی وقتی شنیدی آقای بخت قرار اعتراف کنه بلافاصله پیدات شد...این بدین معنی هستش که شما خودت از عوامل دزدی هستی...البته از اینکه همکارات معرفی کردی ممنون ولی گناه شما پا برجا خواهد بود...آقای جولایی متهم ردیف اول و شما نیز متهم هستید...ما قبلا گفته بودیم..نگفته بودیم؟؟؟

رامتین(رأی قاضی پرونده) دوشنبه 10 آبان 1389 ساعت 08:39

پس از تحقیقات پایانی از متهم ردیف اول(آقای بخت) رفع اتهام گردیده و متهم ردیف دوم(آقای جولایی) به عنوان متهم اصلی شناخته شده است.
طبق این تحقیقات شخص مذکور با فروش اوربیتالها به یک شرکت خصوصی برای خود یک خودرو خریده است.
پس از اثبات این اتهام خودروی ذکر شده به بیت المال پس داده میشود.
باشد تا دیگران عبرت بگیرند!!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد