وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

شیمی و رفتار انسانها

فلوئور با اراده ترین عنصر است. او حتی آرگون تنبل را به انجام واکنش وادار می کند.   

جنس زغال و الماس هر دو از کربن است. این به رفتار اتم های کربن بستگی دارد که به زغال تبدیل شوند یا الماس شوند. زمانی که می توان الماس بود چرا زغال باشیم؟  

 

بقیه تو ادامه مطلب...

 

آب با همه ی لطافت و نرمی که دارد سر سخت ترین مواد به شمار می رود. اگر دستش به بلور نمک برسد شبکه ی سخت آن را چنان در هم می شکند که با وجود همه ی آن نیروی جاذبه ی قوی که میان یون ها وجود دارد هر یک به سویی می گریزند و به محاصره مولکول های آب در می آیند کاری که از هیچ چکشی برنمی آید.

 هر چه اندازه ی مولکول در هیدرو کربن ها بیشتر می شود بهتر و قویتر یکدیگر را جذب می کنند و به هم نزدیکتر می شوند. اما چرا برخی از انسان ها هر چه بزرگتر می شوند بیشتر از هم فاصله می گیرند؟

 چه صبری دارد این آب. دیر جوش می آورد و زیر فشار دیرتر از کوره در می رود. اکسیژن رفیق نابابی است.هم نشینی با او سرانجامی جز خاکستر و دود شدن در هوا ندارد. بیچاره منیزیم وقتی به اکسیژن می رسد چشمانش چه برقی می زند. بی آنکه بداند چه خوابی برایش دیده است با شوق به استقبال دشمن جانش می رود. 

هنگامی که مواد وارد جمع می شوند(مخلوط تشکیل می دهند) اصالت خود را حفظ می کنند. برخلاف برخی آدمها که با ورود به هر محیط تازه به رنگ جمع در می آیند.

 گرمای تشکیل ترکیب ها منفی است. یعنی عنصرها(با هم بودن) را بیشتر دوست دارند. پس چرا برخی از ما بر طبل جدایی می کوبیم؟ 

اگر به واکنشی که در حال تعادل است تغییری تحمیل شود واکنش با این تغییر مبارزه می کند تا اثرش را تا جای ممکن تعدیل کند. افسوس که برخی افراد خیلی زود تسلیم محیط افراد خود می شوند. 

طلا و پلاتین فلز هایی ثابت قدم هستند. چون در برابر شرایط نامناسبی که وجودشان را به خطر می اندازد پایداری نشان می دهند و تلاش می کنند که اصالت خود را همچنان حفظ کنند.

   آب واقعا ماده ی شگفت انگیزی است.اگر آب نبود هیچ بنده ی پشیمانی بر گذشته ی بدخود نمی گریست. مروارید اشک بر گونه ی هیچ بنده ی سحر خیزی نمی غلتید. بر پیشانی هیچ گناه کاری عرق شرم نمی نشست. هنگامی که پس از سال ها دوری به عزیزی می رسیدیم نمی توانستیم اشک شوق بریزیم و اگر کار نادرستی از ما سر می زد نمی دانستیم از خجالت چه بشویم.

نظرات 6 + ارسال نظر
علیرضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 09:51

دمت گرم به این میگن شیمی ادبی

مصطفی دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:02

داداش ما خودمون زغال فروشیم مارو سیاه نکن.
باهات موافقم که کاش همه دوستیا مثل دوستی اب و اکسیژن باشه

وحید.ق دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:05

دمت گرم.
واقعا تو دانشکده شیمی باید احساسو با شیمی بیان کرد.

رضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:42

داش رامتین اصل مطلب خوب بود. به امید روزی که همه ی زوجها مثل اکسیژن و هیدروژن پیوند هیدروژنی برقرار کنند.

تهذیب دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 16:13

چقدر شما هاااااااااااااااااااا ساده این
دلم بهالتون میسوزه .مصی جون توهم یه فکری به حال خودت بکن.......................
راستی تا یادم نرفته به بعضی های دیگم بگو یه فکری بحال خودشون بکنن
آ باریکلا داداش....

مصطفی سه‌شنبه 4 آبان 1389 ساعت 14:00

چای نخورده پسر خاله شدی؟! من داداشت نیستم ،
تا سادگی تو چی ببینی ،اگه دیدمت 1فکری باهم می کنیم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد