وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

وبلاگ دانشجویان شیمی دانشگاه مازندران

University of MaZandaran Chemistry Students' Weblog

هرچه میخواهد دل تنگت بنویس!

از اونجاییکه اکثر مطالب وب شیمیایی و شاعرانه شده! گفتم یه تنوعی ایجاد شه. 

تو قسمت نظرات هرچه میخواهد دل تنگت بگو ............... 

مثل SMS قشنگ ، جمله باحال ، انتقاد از ... و ...

نظرات 95 + ارسال نظر
علیرضا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 09:55

آن روزی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش(دکتر شریعتی)

امیر شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:05

عشق تنها چیزی است که با بخشیدن بیشتر میشود

مینا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:34

و گمان کردم اومرا خواهد برد/ به همان کوچه ی رنگین شده از تابستان/ به همان خانه ی بی رنگ و ریا /او مرا برد / ولی.... بردزیاد

امیر شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:35

ه یادتان می آوریم که بزرگترین منش آدمی محبت اوست...(کوروش کبیر)

امیر شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:37

کره زمین برای افراد پشت کار دار است/عیسی مسیح

امیر شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:38

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید!سجده خواهم کرد!!(دکتر شریعتی)

سعید شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:39

گاهی کمان نمیکنی و نمی شود
گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود...

سعید شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:43

بگو ای دل در این صحرا چه داری
چه می خواهی در این صحرا بکاری
چه فرقی داشت با امروز ُُُُدیروزُُُ
که یک عمر است فردا می شماری؟

مینا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:43

بگذار شیطنت عشق چشمان تورا بگشاید هرچندآنجاجزرنج وپریشانی نباشد اماکوری را به خاطر آرامشش تحمل نکن.

سعید شنبه 1 آبان 1389 ساعت 13:51

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم.همین سه قطره چکید:
با~من~یمان

امیر شنبه 1 آبان 1389 ساعت 14:09

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کوروش کبیر


وحید.ق شنبه 1 آبان 1389 ساعت 14:47

اری روزگار غریبی است
کسی را که دوست داری
تو را دوست نمی دارد
کسی که تو را دوست دارد
تو دوستش نمی داری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
به رسم دین و ایین هرگز به هم نمی رسند!!۱

چه غم انگیز است
عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو میگداخت(دکتر شریعتی)
علیرضا

رضا غ م شنبه 1 آبان 1389 ساعت 14:49

لطفا مرا عضو وبلاگ کنید

احسان شنبه 1 آبان 1389 ساعت 14:53

چیزی که بهش نمیرسی را فراموشش کن
و اگر نمی توانی فراموشش کنی سعی کن بدستش اوری

علیرضا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 20:27

زندگی داستان مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند فروختی؟
گفت: نخریدند تمام شد!(دکتر شریعتی)

رامتین شنبه 1 آبان 1389 ساعت 20:28

هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم!!!

رامتین شنبه 1 آبان 1389 ساعت 20:29

زندگی دو نیمه است: نیمه اول انتظار و نیمه دوم حسرت نیمه اول!!!

مینا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 22:09

به ذهن شما رسیده بود...اصلا هم کس دیگه ای پیشنهادنداده بود...نه اصلا...اصلا

یادم نمیاد همچین چیزی گفته باشم!!!!
علیرضا

مینا شنبه 1 آبان 1389 ساعت 22:13

آرزویم این است : نتراود اشک درچشم توهرگز مگرازشوق زیاد/ نرودلبخند ازعمق نگاهت هرگز/ و به اندازه ی هرروز تو عاشق باشی/عاشق آنکه تورا می خواهد/وبه لبخندتوازخویش رها می گردد/وتورا دوست بداردبه همان اندازه که دلت می خواهد...

مصطفی یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 10:15

یه روز مییبوسمت!فوقش خدا میبرتم جهنم!فوقش میشم ابلیس!اونوقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس بوسیدتت٬جهنمی میشی!اونجا پیدات میکنم و از لج خدا هر روز میبوسمت!وای چه بهشتی بشه جهنم.....!!!!!!!!!

مصطفی ک یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 11:01

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفتی٬از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم

رامتین یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 13:52

زندگی مثل یه پل قدیمیه!
به این فکر نکن اگه تنها بری دیرتر میشکنه
به این فکر کن که اگه بیفتی یکی باشه دستاتو بگیره!

[ بدون نام ] یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 16:01

نمی گویم به یادم باش
نمی گویم در دلت جایی برایم نگه دار
ولی دوست دارم که آنگونه باشی
آگر جایی و گاهی نگاهمان بهم افتاد
چیزی در ته نگاهت برایم آشنا باشد............

هادی.م یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 16:58

فکر نمیکردم دخترای دانشکده شیمی اینقدر....
بابا فقط یه دختر تو این وبلاگ عضو شده و اونم حتی یه دونه پست نذاشته....
واقعا که، جای تاسف داره...

پریسا یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 16:58

اگر میخواهی همیشه ارام باشی
دلگیری هایت را روی ماسه و شادی هایت را بر روی سنگ مرمر بنویس

[ بدون نام ] یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 17:37

همه که مث شماها فعال نیستن
در ضمن خجالت نکشید و به جای نقطه چین همه چیو بنویسید

اگه 30نفر تو وبلاگ عضو بشن هرکس تو ماه 1پست بذاره میشه روزی 1پست، یعنی تو 1ماه گذاشتن 1پست اینقدر سخته و فعالیت زیاد میخواد؟؟؟

ضمنن: آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است...
هادی.م

حمیده یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 18:26

عاشق وهوادارکسی باش که اگه حتی درساده ترین لباس بودی حاضرباشه توروبه همه دنیانشون بده وبگه این دنیای منه!

حمیده یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 18:40

ساکنان دریابعدازمدتی صدای امواج رانمی شنوند چه تلخ است قصه عادت!!

حمیده یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 18:45

لینگ بی کلوش/هیمه به دوش/وشنابتیم/اسیرتیم!!! مخصوص مازندرانیهای گل

حمیده یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 18:56

Daily we open our inbox &read messages sent by friends,but how much times do we open QURAN & read messages sent by ALLAH? Since who is our best friend??1

هادی.م یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 22:19

چه کسی میداند که تو در پیله خود تنهایی؟
چه کسی میداند که تو اکنون پی یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگوشای تو به اندازه ی پروانه شدن خلق شدی از برای پرواز، کی برون خواهی رفت؟؟؟
پیله ات را بگشای.......

هادی.م یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 22:24

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن...
به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد، نه چون انسان که بعد از رفتن همدم...
گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد...

هادی.م یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 22:49

خداوندا...!
اگر روزی بشر گردی، زحالم با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه ی خلقت، از این بودن، از این بداعت
خداوندا...!
نمیدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه زجری میکشد آن کس که انسان است و از احساااس سرشار است...

خدایا کفر نمیگویم ، پریشانم
علیرضا

هادی.م یکشنبه 2 آبان 1389 ساعت 22:53

اینم تعریف شیمیایی دوستـــی...

friendship is just "H2O"
No color
No shape
No place
No size
No money
No rich
No poor
But still essential for living and for ever...r

مصطفی دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 10:16

از شب پرسیدم چه بنویسم برای انکس که دوستش دارم:
گفت:الان بخس مست نباش. مخصوص مازنی ها.

رضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:00

در گرفتاری باید فکر را به جنب و جوش درآورد نه اعصاب را.

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلطانند بزرگتر می شود.

چهره یک زن نماینده شوهر اوست و پیراهن یک مرد معرف زن اوست.

وحید.ق دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:11

طوفان با همه خشمش نمی ماند
دریاست که همیشه پابرجاست
(دکتر شریعتی)

سحر-ی دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:34

برزگترین افسوس آدمی آن است که میخواهدولی نمیتواند وبه یاد می آورد روزی را که میتوانست ولی نخواست

الناز دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:43

ترجیح می دم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بشینم و به کفش هایم فکر کنم

امیر مهدی خسته دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:45

سالار (وحید جون)
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا عشق بی خیال
دانشگاه کی تموم میشه
بریم دنبال کارمون

سمیه دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 11:47

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزائبدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد
(کوروش کبیر)=( )
لطفا داخل برانتزو بر کنید






... دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 13:29

پیوسته به چنگ تیز چنگان بودن
عریان هدف سخت خدنگان بودن
روزه خور خوان چشم تنگان بودن بتوان
نتوان یار ۲ رنگان بودن

واقعا اسم خودت قشنگتر از ... نیست؟
علیرضا

وحید.ق دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 13:42

یکی قشنگیه منظره رو میبینه
یکی کثیفیه پنجره رو
امیدوارم که همتون حتی از پشت پنجره ی کثیف قشنگ ببینید.

رضا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:04

(مثل ایتالیایی) دنیا از عاشق خود فرار می کند.
(مثل فرانسوی) هر کس نگهبان شرافت خویش است.
(مثل آلمانی) احمق در همه کاری دخالت می کند جز کار خود.
(مثل چینی) وقتی متهم قاضی شود فاتحه قانون خوانده است.
(مثل تازی) یک روز عاقل به یک عمر احمق می ارزد.
(مثل آفریقایی) آنکه اشکهای یک کودک را نخشکاند خود خواهد گریست.

پریسا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:27

سمیه جون با حال بود

اینقدر خودتونو تحویل نگیرین...
علیرضا، هادی.م، رامتین

امیر مهدی خسته دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 14:58

یکی به من بگه دانشگاه کی تموم میشه
تا از این.............

فاطمه زهرا دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 15:57

شبیه برگ پاییزم پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم
در این تنهایی مطلق که میبندد به زنجیرم
وبرف نا امیدی بر سرم یکریز میبارد
و بی تو لحظه ای حتی طاقت نمی ارد
چگونه بگذرم از عشق،از وابستگی هایم؟؟
خداحافظ تو ای همپای شبهای غزلخوانی
خداحافظ به پایان امد این دیدار پنهانی
خداحافظ بدون تو گمان کردی که میمانم؟؟
خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی!

تهذیب دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 17:07

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد

دل من زغصه خون شد .دل او خبر ندارد

تهذیب دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 17:13

تو را گم کرده ام امروز
وحالا لحظهای من
گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
و چشمانم
که تادیروز به عشقت میدرخشیدند
نمیدانی چه غمگینند
چراغ روشن شب بود برایم چشم های تو
نمیدانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام
بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در لحظه میمیرم

تهذیب دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 17:20

خسته شدم
دانشگاه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولیییییییییییییییییییییییییی خدایی این ترم خیلی کمتر خوش میگذره
با این حال بازم خوش میگذره

یادتون رفته به خاطر همین دانشگاه چقدر زجر کشیدیم
پس چرا آرزو کنیم که زود تموم شه!
علیرضا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد